تبليغاتX
طوفان سرخ

























طوفان سرخ

اللهم عجل لولیک الفرج

شهرام همایون  مجری شبکه ماهواره ای ضدانقلاب

اگر آمریکا می خواهد به عنوان یک قدرت بین المللی نظری بدهد باید بر اساس حقوق بین الملل آشنا باشد و به جای اینکه به مسئولین ایرانی بگوید مذاکره کنند باید به امارات بگوید فضولی موقوف.

 از کم کاری اپوزیسیون و عدم واکنش آن ها در قبال ادعاهای "امارات" در مورد مالکیت بر جزایر ایرانی پرداخت و پیشنهاد آمریکا برای مذاکره در این مساله را نشانه عدم آشنایی ایالات متحده با حقوق بین الملل دانست.
وی گفت: «دولت آمریکا خواستار مذاکره ایران با امارات شده است. من تعجب می کنم از "اوباما" که این طرح را پیشنهاد داده است! از "اوباما" سوال می کنم اگر یک روزی دولت کانادا یا مکزیک قصد داشته باشد در مورد بخشی از خاک کالیفرنیا با آمریکا مذاکره کند آیا دولت آمریکا به کسی اجازه این کار را می دهد؟ در مورد یک مسئله ای که تاریخ مشخص کرده است و همه چیز به روشنی وجود دارد چرا باید هر کسی یک ادعای واهی کرد سریعا دولت آمریکا مسئولین ایران را امر به مذاکره کند؟.»
او در ادامه به "باراک اوباما" هشدار داد و افزود: «من به "اوباما" هشدار می دهم که خودش را بیشتر از این سکه یک پول نکند. اگر آمریکا می خواهد به عنوان یک قدرت بین المللی نظری بدهد باید بر اساس حقوق بین الملل آشنا باشد و به جای اینکه به مسئولین ایرانی بگوید مذاکره کنند باید به امارات بگوید فضولی موقوف.»
مدیر شبکه در خاتمه از عدم واکنش اپوزیسیون خارج از کشور انتقاد کرد و یاد آور شد: «با همه دشمنی که با جمهوری اسلامی دارم، دیدم که آن ها در مقابل امارات واکنش قاطعی نشان دادند اما اپوزیسیون هیچ عکس العمل قابل توجه ای از خود نشان نداد. اما همه دنیا بدانند زمانیکه کسی چشم طمع به خاک ایران بدوزد ملت ایران از حزب الله و بسیجی و سلطنت طلب و جمهوری خواه و دین دار و بدون دین یکپارچه و متحد همه در کنار هم می ایستند و از وجب به وجب خاک ایران دفاع می کنند.».

http://www.bultannews.com

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:9 توسط گمنام|


روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد.

پیامبر از او پرسید:
"ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟"
عزرائیل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

"۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست. همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد."

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت: "ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید:

به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم."


نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 20:30 توسط گمنام|


امام زمان

شاید شما نیز این سخن و به عبارتی این شبهه را شنیده باشید که آیا این كه می‌ گویند: وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام كنند، مردمان بسیاری را می ‌كشند؛ به گونه ‌ای كه سیل خون در زمین به ‌راه می‌ افتد و حتی انسان ‌های به دنیا آمده از نسل قاتلان امام حسین علیه السلام را هم به عنوان انتقام خون آن حضرت به قتل می‌ رساند، حقیقت دارد؟ آیا به راستی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ظهور خود با مردمان این گونه رفتار می کند؟ اگر آری، پس چگونه است که می گویند امام با مردمان با رحمت و رأفت برخورد می کند؟ تناقض این دو مسئله چگونه حل می شود؟

باید توجه داشت که امام واسطه فیض خداوند است كه به بركت وجود او بركات الهی شامل حال مردم می‌ شود. زمین به بركت وجود آن ها نعمت‌ های الهی مانند روییدنی ‌ها و میوه ‌ها و محصولاتش را در اختیار جهانیان قرار می ‌دهد و آسمان، باران و سایر روزی ‌ها را بر آن ها نازل می ‌كند و اگر لحظه‌ ای وجود امام از نظام آفرینش حذف شود، زمین اهل خود را هلاك می ‌سازد.(1)

آن حضرت در شرایطی ظهور می‌ كند كه انسان‌ ها از جور و ستم حكومت‌ های ظالم و مكاتب دروغین مدعی نجات بخشی بشریت، به تنگ آمده و در نتیجه به بیراهه رفتن‌ ها جامعه جهانی دچار انواع بلاهای اجتماعی شده ‌اند

بنابراین چنین شخصیتی نمی‌ تواند نسبت به مردم سخت‌ گیر، خشن، بی‌ رحم و ... باشد؛ بلكه همان‌ گونه كه امام رضا علیه السلام در توصیف امام می ‌فرماید: « [امام] انیس و دوست مردم است و همانند پدری دل ‌سوز و برادر مهربان و مادر پرعاطفه نسبت به فرزند كوچكش به آن ها مهر می ‌ورزد. امام به منزله یك پناهگاه امن مردم در هنگام وقوع پیشامدهای ناگوار است».(2)

ظلم

بنابر روایات آن حضرت در شرایطی ظهور می‌ كند كه انسان‌ ها از جور و ستم حكومت‌ های ظالم و مكاتب دروغین مدعی نجات بخشی بشریت، به تنگ آمده و در نتیجه به بیراهه رفتن‌ ها جامعه جهانی دچار انواع بلاهای اجتماعی شده ‌اند. بحران ‌ها و آشوب‌ های مختلف اجتماعی، در مجموع شرایطی را فراهم می‌ كنند كه وقتی حضرت به اذن پروردگار عالم ظهور كنند و مردم را به سوی خود فرا می‌ خوانند در كمترین زمان ممكن از سرتاسر عالم انسان ‌های عدالت‌ خواه و تشنه امنیت و آسایش خود را به نزد آن حضرت می ‌رسانند و لحظه به لحظه بر تعداد یاران وی افزوده می ‌شود تا به آنجا كه در كمتر از یك سال به كمك خود مردم، حكومت عدل جهانی در سراسر كره زمین استقرار پیدا می‌ كند و بساط ستم و ظلم و تعدی برچیده می‌ شود و بشریت به آرزوی دیرینه خود كه همانا صلح و امنیت و آسایش كامل است، دست می ‌یابد.این كار به راحتی هم انجام نمی ‌گیرد، چه بسیار افرادی كه منافع نامشروع خود را در خطر دیده و به مخالفت با آن حضرت برمی ‌خیزند و در صدد جنگ برمی ‌آیند كه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند همه اولیای الهی با شیوه ‌های مختلف آن ها را به راه راست فراخوانده، از وارد شدن به جنگ برحذر می ‌دارد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «مهدی آنان را با كلامی حكیمانه به پذیرش حق دعوت می ‌كند و با زیباترین و شیرین ‌ترین سخنان آن ها را موعظه می‌ كند كه بسیاری از آن ها توجه كرده، به حق گردن می ‌نهند و دست از مخالفت و ستمگری و تعدی بر می‌ دارند».(3) با این وجود باز افرادی خواهند بود كه بر عناد خویش اصرار ورزیده و بر موضع ظالمانه خود پافشاری می ‌كنند؛ بنابراین امام در مقابل آن ها به شیوه ‌های قهرآمیز متوسل می شوند. همچنان که روایات بیانگر آن است كه آن حضرت از ظالمان و ستم ‌پیشگان انتقام می‌ گیرد تا جور و ستم را از ریشه بركند؛ شوكت و عظمت پوشالی سركشان را درهم ‌شكند؛ كاخ شرك و نفاق را ویران سازد و شاخه ‌های گمراهی و شقاوت و فسق و فجور را قطع كند.(4)

امام زمان(عج) پس از ظهور، هرگز خود آغاز كننده جنگی نخواهد بود؛ بلکه جنگ و خونریزی عظیمی كه مطرح می شود، قبل از ظهور و به ‌دست سران حكومت‌ های ظالم و استكباری به وجود می آید. هر چند امام در نتیجه عناد اهل باطل مجبور به مبارزه قهرآمیز با آن ها می ‌شود

بررسی روایات در این زمینه بیانگر آن است که امام زمان(عج) پس از ظهور، هرگز خود آغاز كننده جنگی نخواهد بود؛ بلکه جنگ و خونریزی عظیمی كه مطرح می شود، قبل از ظهور و به ‌دست سران حكومت‌ های ظالم و استكباری به وجود می آید. هر چند امام در نتیجه عناد اهل باطل مجبور به مبارزه قهرآمیز با آن ها می ‌شود، اما ابتدا با حكمت و موعظه نیكو آنان را به پذیرش حق دعوت می كند و از مقابله با خود برحذر می ‌دارد. آن گاه نیز که به جنگ می پردازد، تنها با طغیان‌گران و سركشان به مبارزه می پردازد تا دست از عناد بردارند و از هرگونه تعدی و ستم به دیگران خودداری كنند که این، همان روشی است كه همه انبیای الهی آن ‌را به كار بسته ‌اند؛ بدون اینكه كوچك‌ ترین صدمه ‌ای به انسان ‌های بی‌ گناه و مستضعف وارد شود.

پی نوشت:

1. كافی، ج 4، ص 577.

2. همان، ج 1، ص 200.

3. بحارالانوار، ج 53، ص 11.

4. موسوی اصفهانی، محمدتقی، مكیال المكارم، ج 1، ص 49؛ فیومی اصفهانی، جواد، صحیفه المهدی، ص 139. 

------------------------------------------------------------------------------

سال نو مبارک

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 10:18 توسط گمنام|


اگر یک نفر آدمی باشد که فیلسوف باشد یک آدمی باشد که تمام عالم را در تحت سیطره علمی خودش برده باشد لکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد این را تعیین نکنید.


آن چیزی که الان لازم است بر همه آقایان بر همه شما جوانان بزرگان و بر همه قشرهای ملت این است که چشمهایشان را باز کنند با مطالعه با دقت افرادی که ... تعیین می کنند صفات خاصی را داشته باشند : اول اینکه مومن باشند مومن به این نهضت باشند جمهوری اسلامی را بخواهند طرفدار مردم باشند امین باشند اسلامی باشند شرقی و غربی نباشند انحرافات مکتبی نداشته باشند » .


عزیزان من که امید نهضت اسلامی به شماست در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید و به صندوقها هجوم آورید و آرا خود را در آنها بریزید » .


« وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند »


همه مسوول سرنوشت کشور و اسلام می باشند چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده .


روز سرنوشت سازی است می خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که موثر در مقدرات کشور شما باشد سهل انگاری نکنید و به پای صندوقها بروید.


« باید ملت شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامی خیانت به اسلام و کشور است و موجب مسئولیت عظیم امت »


انتخاب کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روی یک ورقه بنویسند که در وقت رای دادن با ذهن حاضر رای بدهند و لازم است که خودشان مستقیما رای خود را به صندوق بیندازند و به احدی اطمینان نکنند که فرصت طلبان در کمینند.


اشخاص بی سواد قبلا با مشورت اشخاص مطمئن متدین کاندیداهای خود رالله به وسیله شخص متدینی بنویسند و باز به شخص دیگری که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رای خود را به صندوق بیاندازند و اختیار نوشتن رای یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.


باید اخلاق همه در انتخابات هم اخلاق اسلامی باشد.


حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است .


باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود .


من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید اشخاصی اسلامی متعهد غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را درنظر بگیرید.


        امروز همه باید با هم پای صندوقها برویم و همه با هم اشخاص متعهد مسلم کسانی که نه گرایش چپ دارند نه گرایش راست دارند نه ما را می خواهند به آنها بفروشند نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام سرنوشت صحیح باشد.

امید است ملت مبارز متعهد به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها آرا خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند و از تمایلات چپ و راست مبرا باشند و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت معروف و موصوف باشند.


همه شما همه ما زن و مرد هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. مردم با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.


آزاد هستید و رضای خدا را درنظر بگیرید و توجه به خدا داشته باشید و پای صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند : تشریف ببرید و رای خودتان را بدهید. این رای به اسلام است .


کسانی را انتخاب کنید که مسائل را تشخیص دهند نه از افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند باید بایستند و مقابله کنند.


توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلا مجلس از طبقه ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنه گان را نمی توانند بفهمند.


از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی انسانی را در تبلیغ برای خود و کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند .


من از همه قشرها از همه ملت می خواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور خصوصا در انتخابات حفظ کنند و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی کنند .


همه شما همه ما زن و مرد هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند .

http://boshra313.parsiblog.com

نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 17:45 توسط گمنام|

                     احتیاط؛ شما به حوزهٔ استحفاظی نزدیک می‌شوید! 


اغلب مردها طوری هستند که حد و حدود رابطه‌شان با خانم‌ها را خود ماها باید مشخص کنیم. خیلی‌شان اگر دست خودشان باشد، رابطه را بی‌حد و مرز تصور می‌کنند.

برخورد ما، حرف زدن ما و رفتار خود ماست که به آن‌ها نشان می‌دهد چطوری باید با ما رفتار کنند و تا کجا اجازهٔ پسرخاله شدن دارند. این برخورد و رفتار که می‌گویم، از نحوهٔ راه رفتن و لباس پوشیدن‌مان تا حرف زدن و کلمه‌هایی که استفاده می‌کنیم و نگاه‌ها و لبخندهای‌مان؛ همه را شامل می‌شود.


تصور کنید هر کدام از ما در اطراف‌مان یک محدودهٔ شخصی، یک فضای سبز، یک حیاط خلوت داشته باشیم که دورش را حصار کشیده‌ایم و درش را فقط به روی کسانی که خودمان تشخیص می‌دهیم باز می‌کنیم؛ روی محارم، ولی حتی نه همهٔ محارم.

مرزبندی

حالا این مرزبندی برچه اساسی انجام می‌شود؟ دقیقا بر اساس رفتاری که داریم. رنگ و نوع پوششی که داریم، نحوهٔ نگاه کردن‌مان، کلمه‌هایی که استفاده می‌کنیم؛ هر کدام حاوی پیامی است که به مرد نشان می‌دهد محدودهٔ شخصی و خط قرمزی که برایش داریم تعریف می‌کنیم، کجاست. بنابراین محدودهٔ فضای شخصی ما با توجه به رفتارمان، ممکن است کم و زیاد شود.


وقار و متانت در راه رفتن، آرامش و جدیت [و نه خشونت] در حرف زدن، و سنگینی در پوشش، ابهتی به‌مان می‌دهد که به مردها کمتر جرئت جلو آمدن و عبور از خط قرمز را می‌دهد. به عبارتی آن محدودهٔ شخصی‌مان را چنان وسیع می‌کند که عابرین کلا بی‌خیال تلاش برای ورود به منطقهٔ ممنوعه می‌شوند!
 
«تو» نه؛ «شما»!

یکی از ساده‌ترین چیزهایی که می‌تواند حصار فضای شخصی‌مان را بشکند و با سرعت زیادی خط قرمزها را یکی‌یکی و از پی ِ هم از بین ببرد، مفرد کردن فعل‌ها و ضمایر جمع است. یعنی وقتی که «شما» تبدیل بشود به «تو».


به نظر تغییر ساده و بی‌اهمیتی می‌آید، اما در عمل، اجازهٔ «تو» گفتن، یعنی اجازهٔ بیش از پیش خودمانی شدن؛ یعنی باز کردن درب حیاط‌مان به روی مخاطبِ پشت حصار. همین امر ساده، محدودهٔ ورود ممنوع ِ فضای شخصی‌مان را می‌شکند و ابهت دخترانه‌مان را در هم می‌ریزد و طوری سریع عمل می‌کند که بعد از آن، شنیدن هر حرفی نباید دور از انتظارمان باشد.

 

رفتار مردها، بازتاب رفتار زن‌ها

 
نکتهٔ جالب توجه، تفاوت رفتار یک شخصیت مذکر با این دو دسته خانم است. کسی که با خانم‌های دستهٔ اول -که خط قرمزهای پررنگ‌تری دارند- در نهایت احترام و احتیاط برخورد می‌کند، با خانم‌های دستهٔ دوم بدون هیچ احساس گناهی جور دیگری رفتار می‌کند.

شاید بعضی‌ها تفاوت رفتار آقایان را منحصر به شخصیت هر مردی بدانند. یعنی به نظر آن‌ها یک مرد ممکن است در برخورد با خانم‌ها جوانب احتیاط را رعایت کند و یکی دیگر ترجیح بدهد راحت برخورد کند. اما توجه به آدم‌ها نشان می‌دهد که بخش زیادی از تفاوت رفتاری مردها از نحوهٔ رفتار خود خانم‌ها نشئت می‌گیرد.


در همین فضای مجازی اگر نگاهی به شبکه‌های اجتماعی بیندازیم، تفاوت عکس‌العمل آقایان را در برخورد با دختری که خط قرمزهایش پررنگ‌تر است و وقارش در نوشتن و حرف زدن بیشتر است، با کسی که محدودهٔ ممنوعهٔ خیلی کوچک‌تری دارد و همه را به حیاط خلوت‌ش راه می‌دهد، به وضوح قابل تشخیص است. آدم‌های دستهٔ دوم، خواسته یا ناخواسته، افراد بیشتری را به محدودهٔ خودشان جذب می‌کنند.


این موضوع حتی در بین مردهای مذهبی هم -متأسفانه- به وضوح دیده می‌شود. مذهبی‌هایی که با خانوم‌های دستهٔ اول با نهایت احترام برخورد می‌کنند و نسبت به خط قرمزهای آن‌ها محتاط ‌اند، در برخورد با خانم‌های دستهٔ دوم، به راحتی از قواعدی که آن‌ها (خانم‌های دستهٔ دوم) برایشان تعریف می‌کنند پیروی می‌کنند. در حالی که همان‌طور که از خانم‌های مذهبی انتظار می‌رود بنا بر اصولی دینی رفتار کنند، از آقایان مذهبی هم انتظار می‌رود در هر شرایطی بر اساس اصول اسلامی، حریم‌ها را رعایت کنند و از محرمات و مکروهات فاصله بگیرند.


مواظب سوء تفاهمات باشید

گاهی در عین حال که مواظب رفتارمان هستیم، ممکن است سوء تفاهم‌هایی پیش بیاید که طرف مقابل احساس کند یک رفتار یا صحبتی خاص از طرف ما، به معنای چراغ سبز است و اجازهٔ ورود. این جور وقت‌ها باید به سرعت و با درایت، سوء تفاهم را به بهترین شکل رفع کرد. در وقت رفع سوء تفاهم، باید جدی بود و خجالت را کنار گذاشت. اغلب مواقع، اگر زود اقدام کنیم، یک تذکر کوتاه می‌تواند کارگر باشد.

نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 0:15 توسط گمنام|

 

به نقل از سایت تابناک؛ خراسان: همه چیز در یک چشم به هم زدن اتفاق افتاد و لعنت بر نگاه هوس آلودی که در قفس خنده ای شیطانی گرفتار شد و این مشکلات را برایم به وجود آورد. من ۳۲ سال سن دارم و با همسرم همکار هستم. ما به تازگی ازدواج کرده ایم و با شرایطی که داریم زبانزد همه فامیل شده ایم.

مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری سناباد مشهد افزود: متأسفانه ۲ روز قبل همسرم برای انجام کارهای عقب افتاده اداری در محل کارمان ماند و من که خیلی خسته بودم به راه افتادم تا به تنهایی راهی خانه شوم و کمی استراحت کنم. زمانی که با خودروی شخصی وارد خیابان اصلی شدم خانم جوانی را در کنار خیابان دیدم که با سر و وضع شیک و آرایش غلیظی منتظر تاکسی ایستاده بود. لحظه ای که از کنار این زن جوان رد شدم نگاهم در نگاهش گره خورد و او با لبخندی دلم را لرزاند. من ناخودآگاه پایم را روی پدال ترمز فشار دادم و چند متر جلوتر توقف کردم.

زن غریبه بدون آن که چیزی بگوید با عجله در خودرو را باز کرد و روی صندلی جلو و در کنارم نشست. متأسفانه ما با هم به راه افتادیم و او با نگاه هوس آلود خود چشم های مرا نیز گناهکار کرد. باور کنید از کار خودم راضی نبودم و احساس تردید داشتم که چرا این زن را سوار خودرو کرده ام اما او ناگهان با لحنی خاص گفت: هوا خیلی گرم است کاش یک آبمیوه خنک برایم می گرفتی. دوباره به چشمانش نگاه کردم و این بار به جای آن که از عقلم فرمان بگیرم چشمان سیاه این شیطان بزک کرده به من گفت که در جلوی اولین مغازه توقف کنم و برای خرید آبمیوه از خودرو پیاده شوم.

با عجله به داخل مغازه رفتم اما غافل از آن بودم که کیف دستی ام حاوی تمام مدارکم و مبلغ ۳۵۰ هزار تومان پول نقد و چک مسافرتی است و مقداری اسناد اداری و گوشی تلفن همراهم داخل خودرو است و آن خانم با سوء استفاده از غفلتم خودروی صفر کیلومتری را که با هزار بدبختی و وام بانکی خریده بودم از مقابل چشمانم به سرقت برد و در خیابان خلوت محو شد.

مرد جوان افزود: دقایقی پس از سرقت در تماسی که با شماره تلفن همراهم داشتم آن زن سارق گوشی را جواب داد و با خنده ای تمسخر آمیز گفت: آقای محترم، این چندمین خودرویی است که اوراق خواهد شد و بهتر است دیگر دنبال آن نباشی و... حتی او از روی حافظه گوشی تلفنم به شماره همسرم نیز زنگ زده و ادعا کرده است که ما از مدت ها قبل با هم رابطه نامشروع داشته ایم و برای تسویه حساب شخصی خودرو را با خود برده است. با این حرف ها همسرم نسبت به من بدبین شده و به خانه پدرش رفته است، نمی دانم با مشکلاتی که برایم درست شده و نتیجه یک نگاه هوس آلود است چه خاکی بر سرم بریزم!

منبع : http://boshrooyehtalk.blogsky.com/1390/06/13/post-1673


نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 11:0 توسط گمنام|

در مهدکودک های ایران 9صندلی میزارن و به 10 بچه میگن هرکی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته

و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه ی بازی تا یک بچه باقی بمونه.بچه ها هم همدیگرو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

در مهدکودک های ژاپن 9 صندلی میزارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین . لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگرو طوری بغل میکنن که کل تیم  10 نفره روی صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه

بعد 10 نفر روی 8 صندلی " بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا اخر.

با این بازی ما از بچگی به کودکان خود اموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه

اما در سرزمین افتاب:چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن.

     

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 19:58 توسط گمنام|

چه کوتاه بود فاصله ی ظهر غدیر تا ظهر عاشورا !

روز بالارفتن دست حضرت علی علیه السلام توسط پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم )

تا روز بالارفتن سر امام حسین علیه السلام بر سر نی !

مواظب باشیم بیعتمان را نشکنیم...

 


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 15:0 توسط گمنام

اين نوع بيماري بيشتر در مردان وجود دارد چون آن ها با يك نگاه خود به تمام تفاوت هاي زنان بايكديگر پي مي برند. مردان بيشتر با ديد مقايسه اي و غريزه اي به جنس مخالف خود نگاه مي كنند.

به گزارش سرویس زنان جهان؛ احمد مطهری در کنترل جنسی نوشته است: فلسفه چشم چراني جز اين نيست كه فرد با تمركز هنگام نگاه،‌تخيلاتش را به خدمت مي گيرد و در دنياي خيالات به هوسراني مي پردازد. بنابراين آن چه نگاه را لذت آفرين مي كند، تخيلاتي است كه فرد به وسيله نگاه در درون خود مي پرورد.


در مرد غريزه جنسي فوق العاده قوي است كه باعث مي شود او به شدت به زن عشق بورزد و اين غريزه اگر به طور صحيح اشباع نشود خطرناك ترين غريزه اي است كه صاحبش را به لغزش هاي خطير و ويران گر براي خود و اجتماع وا مي دارد. نگاه مرد به زن همچون جرقه اي است كه آتش غريزه ي جنسي را شعله ور مي سازد و اين مطلب در غير انسان نيز به خوبي مشهود است.

محمد اشتهاردی نیزدر کتاب پوشش زن در اسلام معتقد است: چشم چراني مردان يكي از انحرافات و بيماري هاي خطرناك است كه نتايج شوم و آثار خانمان برانداز بسيار داشته و دارد. سرچشمه اصلي اين بيماري از ناحيه عدم پوشش زنان است. وقتي نگاه مرد به بدن نيمه عريان زن مي افتد بدن نيمه عريان او از يك طرف و اطوار و طنازي او از طرف ديگر نگاه مرد را تندتر و طولاني تر مي كند و در نتيجه همين نگاه هاي ساده موجب حوادث مرگباري مي شود.

در عين حال در هيچ آيه و روايتي لذت آدمي هنگام نگاه كردن به جنس مخالف و دشواري پارسايی از نگاه به مناظر شهوت انگيز انكار نشده است. از سوي ديگر در روايات فراواني از جمله روايات زير به خاطر عواقب بد نگاه،‌ نگاه كردن به نامحرم تحريم شده است.

از حضرت يحيي پرسيدند منشأ برقراري روابط نامشروع چيست؟ فرمود: نگاه. تحليل اين گفته را مي توان از فرموده امام صادق(عليه السلام) دانست كه نگاه،‌ نامه رسان روابط نامشروع است. گويي نگاه متمركز و آلوده، با ارسال تلگرافي بي درنگ بيننده را به انجام روابط ناسالم دعوت مي كند.

یوسف غلامی درباره جلوه نمایی زنان و نگاه مردان می نویسد: وقتي فرد به چيزي نگاه مي كند به وسيله اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك مشاهداتش را به مغز مخابره كرده و از مغز است كه تلاطم پديد مي آيد و هورمون محرك غرايز به سرار بدن گسيل مي شود. آن چه در مغز رخ مي دهد شايد همان باشد كه امام صادق فرموده است: "النظره بعد النظره تزرع في القلب الشهوه و كفي بها لصاحبها فتنه"، "نگاه پياپي بذر شهوت را در دل آدمي مي افشاند."

در تعبيري ديگر از ايشان نگاه به تيري زهرآگين تشبيه شده است كه منظور از زهر نگاه آلوده همان اوهام و فشارهاي رواني است كه در كوتاه ترين زمان سراسر جسم و روح آدمي را دست خوش تلاطم مي كند.
موضوع چشم چراني در جامعه امروز ما يك مسئله عادي و روزمره شده است كه فقط مخصوص جوانان و حتي مجردان نيست، بلكه افرادي ميان سال و متأهل نيز دچار اين بيماري شده اند. اين نوع بيماري بيشتر در مردان وجود دارد چون آن ها با يك نگاه خود به تمام تفاوت هاي زنان به يكديگر پي مي برند. مردان بيشتر با ديد مقايسه اي و غريزه اي به جنس مخالف خود نگاه مي كنند. بنابراين مردان متأهل وقتي به زني نگاه مي كنند، او را با همسر خود مقايسه كرده و از ضعف هاي همسرش را در او بيابد به آن زن نگاه هاي آلوده و طولاني مي كند و در تخيلات خود با زن هرگونه كه بخواهد رابطه برقرار مي كند. از سويي وقتي به منزل مي رود به خاطر اينكه همسر خود آن ويژگي هاي را دارا نيست با وي با خشونت رفتار مي كند. و كم كم پايه هاي زندگي آن دو سست شده و به طلاق منجر مي شود و اگر وي مجرد باشد براي پاسخ گويي به فساد رو مي آورد. 

چشم چراني بيشتر در مردها ديده مي‌شود و بيماري «ساديسم» را به وجود مي‌آورد و در زن ها، خودنمايي بيشتر وجود دارد كه بيماري «مازوشيسم» را به وجود مي‌آورد.

ايستادگي در برابر شهوت و كشش هاي انحرافي دروني، تنها بر تكيه بر ايمان وقدرت اراده، امكان پذير است. هرچه ايمان و اراده قوي تر باشد، مقاومت شخص در برابر جاذبه هاي جنسي، بيشتر مي‌گردد. برخي از عواملي كه سبب دوري از چشم چراني و خودارضايي مي گردند به شرح زيرند:


۱. عفت چشم؛ پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: هر مسلماي كه بي اختيار چشمش به زيباييهاي زني بيفتد و چشم فرو نهد، خداوند به او توفيق عبادتي مي‌دهد كه شيريني آن را احساس كند
۲. حيا؛ حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد: حيا، سبب عفت و عفت ، ثمره ي حياست. شرم ، مانع كار زشت است.
۳. روزه؛ پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: جوان ها ! ازدواج كنيد و اگر نمي‌توانيد حتماً روزه بگيريد كه روزه، غريزه جنسي را كنترل مي‌كند. هم چنين نقل شده كه راه كنترل غريزه ي جنسي ، روزه است .
۴. ازدواج.
نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 16:57 توسط گمنام|

عید سعید غدیر مبارک

                                             الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین

                                          بولایة امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب

                                             و الائمة المعصومین علیه السلام

إنشاالله مشرّف بشید مسجد کوفه یکی از معجزاتی که در مقام قضاوت حضرت علی(ع) برای شما نقل میکنند معجزه ی زیر هست

دختر بی شوهری را که نشانه های حمل بر او ظاهر شده بود و خانواده اش قصد کشتن وی را داشتند برای حکم و قضاوت نزد امیرالمؤمنین اوردند.

پس از اعلام قابله بر بارداربودن دختر ، امیرالمؤمنین دستور داد در پس پرده طشتی از لجن اماده سازند و دختر را مدتی در ان لجن بنشانند.ناگاه زالویی که وارد بدن دختر شده بود با استشمام بوی لجن از شکم او خارج شد در حالی که در اثر مکیدن خون دختر چندین برابر بزرگ شده بود.اینگونه مردم به پاکی دختر پی بردند و دختر با عمل محیرالعقول امیرالمؤمنین از مرگ حتمی جان سالم به در برد .

منبع:مفاتیح الجنان ـ اعمال مسجد بزرگ کوفه

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 16:48 توسط گمنام|

سال گذشته روز عرفه رفته بودیم مزار شهدای گمنام

نشسته بودیم زیر افتاب و دعای عرفه زمرمه میکردیم خیلی حس خوبی بود عینک دودیمو زدم و چشامو بستم داشتم با  مدا حیهای  وسط دعا گریه میکردم یه دفه یه خبرنگار و یه دوربین جلوم ظاهر شدند خبرنگار بدون هیچ مقدمه گفت:

" شماچرا مزار شهدا رو برای امروز انتخاب کردین،

من اون لحظه هول شدم چیزی به ذهنم نرسید بگم چون اولین

بارم بود با خبرنگار جماعت روبرو میشدم خبرنگار رفت سوال بعدی گفت

"دوست داشتی این روز رو کجا میگذروندی"

اصلا حضور ذهن نداشتم چیزی که به ذهنم رسید کربلا بود.گفتم کربلا

خبرنگار سؤالاشو پرسید و رفت

اما چیزی که برای من موند....

فکر نمیکردم   حتی  اگه بدون حضور قلب اسم خاک کربلا رو بیاری بهت نظر میشه

امسال قسمتم شده عرفه کربلا باشم

karbala

از روزی که رفتنمون قطعی شده این سلام ورد زبانم شده

ای   شَهِ    کربلا  سلامُ علیک سلامُ علیک

ای سر از تن جدا   سلامُ علیک سلامُ علیک

سیدی یک نظر سوی ما کن

قسمتِ ما همه کربلا کن  

انشاالله فردا ۸/۸/۹۰  راهی کربلا هستم بدی های منو به بزرگی خودتون ببخشید  اگه لایق باشم برای همه دعا میکنم حتی برای کسانی که فرصت نشد نظرشون رو ببینم.

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 20:10 توسط گمنام|

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد، این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟! حیرت آور است! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!

آمیختن نقاشی و واقعیت (18 عکس)

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد…!

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!

 توماس الوا ادیسون سال بعد مجددا در ازمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اخنراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود .اری او گرامافون را درست یک سال پس از ان واقعه اختراع کرد

 

نتیجه: ما از شکست هایمان درس نمی گیریم، شکست را راه پیروزی نمی دانیم و زود خسته می شویم.

منبع: www.rubis.blogfa.com

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت1:فرا رسیدن دهه ی کرامت _از میلاد حضرت معصومه تا میلاد امام رضاعلیه السلام _را به تمامی دوستان تبریک و تهنیت عرض میکنم.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 0:0 توسط گمنام|


میتوان ادعا کرد امروزه هرکسی که به اینترنت دسترسی دارد ، حتی اگر درسایت 

فیس بوک عضویت هم نداشته باشد با آن آشنایی دارد . . .  

 

.

اما ویکی پدیا فیس بوک را این چنین تعریف میکند : فیس‌بوک (به انگلیسیFacebook)

شرکت ایجاد کننده وب‌گاه فیس‌بوک است که در ۴ فوریه ۲۰۰۴ به وجود آمد. از شبکه‌های اجتماعی

 مجازی است به واسطه آن می‌شود با دوستانی که دارای حساب کاربری در فیس بوک هستند

 عکس، فیلم یا پیغام به اشتراک گذاشت. فیس بوک هم اکنون به طور رایگان در اختیار مردم جهان

 قرار دارد.  

کاربران در فیس‌بوک دارای یک صفحه شخصی هستند. می‌توانند گروه تاسیس کنند و یا در

 گروه‌های دیگر عضو شوند. کاربران می‌توانند برای خود آلبوم عکس بسازند و دوستانشان را

 انتخاب کنند و به لیست دوستان اضافه کنند. 

خبرهایی که از فیس بوک میشنویم: 



همانطوری که ذکر شد فیس بوک یک سرویس کاملاً رایگان است . در ابتدا تصور میشد این 
سرویس برای سرگرمی ایجاد شده . 

اما از همان ابتدا یک سوال حول شکل گیری ی این سیستم به وجو آمد!  

روز تولد این سیستم تاریخ ۴ فوریه ۲۰۰۴ و مکان تولد آن دانشگاه هاروارد آمریکاست. 

سوال اینجاست :آیا سیستمی به این عظمت ، آنهم طراحی شده توسط یکی از بزرگترین


 مراکز تولید علم در دنیا ، فقط برای سرگرمی ایجاد شده؟ 

امروز ، شش سال پس از تولد فیس بوک آمارها چیز دیگری میگویند ! 

امروز خواندن و شنیدن چنین تیترهایی در رسانه ها برای ما عادی شده : 

 فیس بوک عامل طلاق یک پنجم امریکایی ها

فیس بوک عامل جدید جدایی . . . 

فیس بوک و ضدیت با بنیان خانواده . . . 

.  

 

.

اما چه سود؟ این آمار زمانی منتشر میشوند که فیس بوک نه میلیونها عضو ، بلکه هزاران 

معتاد به خود در سرتا سر دنیا از جمله ایران دارد! 

آیا چنین روزی توسط بنیانگذاران فیس بوک دیده نمیشد؟ 

جواب این سوال قطعاً مثبت است . 

این پاسخ مثبت به قدری واضح که جایی برای تحلیل و بررسی نشانه های گرافیکی این 

سرویس که از ابتدا کاربران را به روابط غیر اخلاقی فرامیخواند نیست! 

برای مثال این تصویر به همراه ایمیل دعوتنامه ی فیس بوک برای کاربران ارسال میشود . 

ایمیلی که پاسخ به آن اولین گام ورود به این سیستم است : 

 

شما با وصل کردن نقاط موجود در تصویر (درواقع سرهای افراد) به هم با کلمه ی انگلیسی

 مواجه میشوید : 

 

این شگرد (پنهان کردن هدف کلمه ای رمز آلود در طرحهای گرافیکی برای بیان هدف یک

 سیستم) سالها پیش توسط کمپانی والت دیزنی هم اداره شده بود! 

بد نیست بدانید فیس بوک یکی از پردرآمدترین سرویسهای اینترنتی است . 

و این درحالیست که عضویت و استفاده از آن کاملاً رایگان است!

به نظر شما فیس بوک ، این سرویس کاملاً رایگان ، دست به تجارت چه چیزی زده که 

اینقدر سود دهی دارد آنهم در این اوضای بهم ریخته ی اقتصادی؟ 

جواب یک کلمه است : اطلاعات 

حتماً تا کنون به تیترهای همچون "فیس بوک عامل آشنایی با موساد" و "فیس بوک عامل

 جذب جاسوس برای سیا" برخورد کرده اید . . . 

فیس بوک با قرار دادن اطلاعات شخصی و علایق سیاسی کاربران خود در اختیار

 سازمانهای جاسوسی راه شناسایی افراد مستعد برای جاسوسی در کشورهای

 مختلف را برای آنها هموار ساخته . . . 

علاوه بر اینها فیس بوک عاملی است برای ایجاد آشوب و ترور در کشورهای هدف . 

نمونه ی چنین استفاده ای از این ابزار شوم را در فتنه ی 88 دیدیم . 

 

با این همه آیا علاوه بر فیلترینگ این سرویس توسط مخابرات ایران ، تحریم آن از طرف

 کاربران ایرانی

 ضروری نیست؟ 

.http://www.pw-arzeshi.com


نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 18:39 توسط گمنام|

 

 فعال حوزه زنان گفت: از سویی نیز در پی نمایش فیلم‌ها و برنامه‌های متنوع و تاثیر‌گذار ماهواره، میزان جرایم جنسی نیز افزایش یافته است…..

مدیرعامل موسسه حمایت از زندگی سالم گفت: در دین مبین اسلام، اکرام و احترام به دختر بسیار سفارش شده است ولی متاسفانه در برخی قومیت‌های حاشیه‌نشین خوزستان، تبعیض جنیستی شدیدی برقرار است و دختران در درجه‌های بسیار پایین‌ترین نسبت به پسران خانواده قرار دارند.

نسرین چوبند در گفت‌وگو با ایسنا اظهار داشت: مسلم است که اگر دختری در محیط خانواده دیده و شنیده نشود، در خارج از خانه به دنبال محبت می‌گردد و ابراز وجود می‌کند.

وی افزود: دوستی‌های خیابانی از نتایج این بی‌مهری‌های خانواده است که ممکن است این دوستی‌ها، رابطه جنسی وفرار از  خانه را در پی داشته باشد.

وبند ادامه داد: متوسط سن جرایم جنسی در دختران به ۱۴ تا ۱۸ سال رسیده است. این معضل در مناطق آسیب‌پذیر و حاشیه‌نشین بیشتر دیده می‌شود.


وی خاطرنشان کرد: به عنوان مثال چندی پیش دختر ۱۳ ساله‌ای به مرکز مشاوره ما مراجعه کرد و اعتراف کرد که از ۱۱ سالگی با یک پسر ۲۲ ساله رابطه جنسی داشته است. این برای خانواده‌ها یک هشدار جدی است که بیشتر به دختران خود اهمیت دهند.

این فعال حوزه زنان گفت: از سویی نیز در پی نمایش فیلم‌ها و برنامه‌های متنوع و تاثیر‌گذار ماهواره، میزان جرایم جنسی نیز افزایش یافته است.

وی بیان کرد: ماهواره با نمایش برنامه‌هایی که افراد را به کشف عشق تشویق می‌کند، موجب ایجاد معضلات گوناگونی در کانون خانواده می‌شود. این برنامه‌ها با پرورش هواهای نفسانی و مشتاق کردن افراد به کشف عشق‌های جدید، باعث شده است تا میزان آسیب‌های اجتماعی از جمله جرایم جنسی و فرار دختران از خانه افزایش یابد

 

چوبند تصریح کرد: میزان درخواست‌های طلاق ناشی از این برنامه‌ها رو به افزایش است. به طور مثال در موردی اخیر، زنی ۴۷ ساله که سه داماد و یک پسر ۱۸ ساله دارد، احساس می‌کند عاشق یک مرد ۳۰ ساله شده است که مدتی است با او تماس تلفنی دارد. این زن قصد دارد با طلاق گرفتن از همسر خویش و پاشانیدن شیرازه زندگی‌اش به دنبال کشف عشق برود!

وی ادامه داد: علاوه بر تبلیغات ماهواره‌ها، فرهنگ غلط برخی قومیت‌ها سبب شده است تا دختران در خارج از خانه، محبت را جست و جو کنند و گاهی مورد تجاوز جنسی قرار بگیرند.

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 18:27 توسط گمنام|


  بدرود ای بزرگترین ماه خدا...  
  بدرود ای ماه دست یافتن به ارزوها...

بدرود ای یاریگر ما که  در برابر شیطان مارا یاری دادی...


بدرود ای که هنوز فرانرسیده از امدنت شادمان بودیم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک...
     
عید سعید فطر مبارک 

                  

نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 13:10 توسط گمنام|

خاطره ای از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی


خانه مان انزلى بود. زنگ زده بود كه «بين ساعت يك تاپنج عصر مى آيم

مدت ها بود نيامده بود. از خوشحالى بال درآوردم. فكر مى كردم بين اين چهار ساعتى كه گفته، مى رسد. غذا را حاضر كردم و منتظر شدم. وقتى آمد، فهميدم كه فقط چهارساعت پيش ما مى مانديك تا پنج. ناراحت شدم. گفتم «يعنى چى؟ چرا اين قدر كم؟»

طاقت نياوردم. زدم زير گريه. گفتم «حق دارين داداش. خونه ما محقره. درسته، نمى تونيم از شما خوب پذيرايى كنيم; مث يك تيمسار. درست مى گيد، حق با شماست

نمى دانستم كه براى كار ادارى آمده گيلان. توى استاندارى جلسه داشت.

رفتم توى آشپزخانه. داشتم ماهى سرخ مى كردم كه آمد. صورتم را بوسيد. گفت «ماهى ها رو نسوزونى

رفت كارش راجورى تنظيم كرد كه يك شب پيشمان بماند.


http://www.sabokbalan.com/?sm=sh&p=3&id=3

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 12:25 توسط گمنام|


  • دو تبلیغ جالب از یک مصری برای مبارزه با فرهنگ بی حجابی .


     


    bi hejabi


    نمی توانی جلوی پریدن آنها(مگس ها) را بگیری، اما می توانی خودت را از گزندشان حفظ کنی


     


     


    bi hejabi


           یا چتر حجاب را برسر بکش، یا به تو هجوم خواهند آورد!!


    نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 18:24 توسط گمنام|


    دختر خانم چادری فاجعه است !!

    حجاب، بیانگر وقار و افتخار یک زن است.
    حجاب، بند محکمی بر پای پلید شهوت است.
    حجاب، منشور والای آگاهی است.
    حجاب، گامهای بلند انسان در کوچه های معانی است.
    حجاب، سند اطاعت از فرمانده ی هستی است.
    حجاب، تجلی اراده ی زن مصمم مسلمان است.
    حجاب، بوی خوش گل عفاف است.
    حجاب، تضمین تداوم زیبایی و شرافت است.
    حجاب، آزادی از پلیدی ها و شهوات است.
    حجاب، سنگی بر پوزه ی بلهوسان و دشمنان شرف و حیثیت زن است.


     دختر خانم چادری که جلوی موهایش را مثل یک تاج خروس بیرون میآورد واقعا فاجعه است !

    دختر خانم چادری ای که صدای قهقهه اش تا ده تا خانه آنطرف تر می رود فاجعه است !

    دختر خانم چادری که تمام اقوام و خویشانش برایش محرم محسوب می شوند فاجعه است !

    دختر خانم چادری که با صورت آرایش کرده از خانه بیرون میرود واقعا فاجعه است !

    دختر خانم چادری ای که توی عروسی ها می رقصه واقعا فاجعه است !

    دختر خانم چادری ای که حاضره شب عروسی اش جلوی همه لباس نیمه عریان بپوشه فاجعه است !(به قول خیلیها یه شبه دیگه!!!)

    دختر خانم چادری ای که توی دانشگاه با پسرای همکلاسی اش بگو و بخند داره فاجعه است ! 


     اینها فاجعه اند 

    اما

    دختر خانم چادری که وقتی یک دختر بد حجاب را می بیند و از او روی می گرداند نه تنها فاجعه است بلکه یک بحران شدید و خطر ناک است !!

    براستی ما چادری ها تا حالا چه قدر توانستیم روی بد حجاب ها اثر مثبت بگذاریم

    و نه تنها دید آنها را به پوشش عوض کنیم بلکه آنها را به چادر متمایل کنیم ؟

    اگر کسی از ما بتواند یک دختر بد حجاب را با حجاب کند به معنای واقعی یک جهاد کرده است .

    آیا تنها خود محجبه باشیم کافیست و دیگر تکلیفی  نداریم ؟؟؟!!!

    براستـــی چه بایــــــد کـــــــــــرد؟؟

    برگرفته از سایت

    www.niazerooz.com

    نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 18:50 توسط گمنام|

    در شگفتم چگونه تو با مردم انس میگیری و به انها دل میبندی

    در حالی که میدانی تنها خواهی مرد

    و میدانی تنها در قبر قرار خواهی گرفت

     و تنها در پیشگاه من خواهی ایستاد

    وتنها حساب پس خواهی داد

    ایا اندیشیده ای که چقدر تنها خواهی بود

    ساعتی

    روزی

    ماهی

    سالی

    چند هزار سال 

    چند میلیون سال

    با خودت فکر کن و بیاندیش

    هرقدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی

    در دنیا با من انس بگیر 

    اگر لحظه ای 

                                                                                 لحظه ای

                                                           و اگر همیشه

                                                                                         همیشه...


                                 (حدیث قدسی)


    نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 17:12 توسط گمنام|

    چیست این دلشوره های بیکران   پشت کاشیهای سبز جمکران....
     
    ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر مسلمین جهان مبارک
    نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 17:9 توسط گمنام|

                                      .الهی رجب گذشت و ما از خود نگذشتیم

                                                   الهی تو از ما بگذر

                                             سلام بر شعبان و اعیادش....

                                            سلام بر حسین و عباسش....

                                             سلام بر سجاد و سجودش...

                                             سلام بر نیمه ی شعبان و مولودش....

                                  اغاز ماه رسول خدا ماه شاد ال الله مبارک باد

    نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 12:56 توسط گمنام|

    تو ای دانشجوی عزیز

    ان زمان که بر هوای نفس غلبه نمودی و مهندس و دکتر شدن پست و مقام و پول و ثروت .... برای تو هدف نگردید و همه را وسیله ای برای بیشتر خدمت کردن و  به کمال رسیدن دانستی به تحصیل خویش با جدیت ادامه بده که جامعه محتاج انسانهایی جون تو میباشد و اگر خودت را اینگونه نیافتی و هنوز این مسائل برای تو حل نشده نیاز به تلاش بسیار و مبارزه ای خستگی ناپذیر با هوای نفس داری تا انسان وارسته ای گردی تا اینکه خدای ناکرده پایمال کننده خون شهدای عزیزمان نباشی.

    دانشجوی شهید رضا رنجبران

    مبادا که به جان یکدیگر بیفتید و خط و خط بازی کنید مبادا که طرفدار اشخاص باشید و به جای یاری اسلام باعث تضعیف اسلام شوید .همیشه و در همه جا طرفدار و یاور  اسلام باشید تا زمانی که فردی در راه اسلام حرکت کرد شما هم از او تبعیت کنید و در غیر این صورت رهایش سازید که شما هم با او هلاک میشوید.

    دانشجوی شهید محمد گودرزی

    همانطور که امام عزیز فرموده اند اگر دانشگاه ها اصلاح شوند جامعه اصلاح میشود بر شماست که دانشگاه ها را پر کنید و تخصص های مورد نیاز مسلمین را یاد بگیرید تا مسلمین از متخصصین منحرف و غیر متعهد بی نیاز شوند

    دانشجوی شهید امیر ابوالفضل سپهری

    نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 14:12 توسط گمنام|

    هرچه افکار و هیجان های شما شدیدتر و قویتر باشد کشش مغناطیسی مربوط بیشتر می شود.این فرایندی نیست که نیازی به تلاش واقعی داشته باشد یک مغناطیس <تلاش> نمیکند تا چیزی را جذب کند بلکه به سادگی این کار را انجام میدهد.شما نیز همینطور! شما  پیوسته در حال جذب کردن چیزی به سوی زندگی خود میباشید.   ایا میدانید که زندگی شما در این لحظه نتیجه ی هر ان چیزی است که همیشه فکر کرده اید"انجام داده اید"اعتقاد داشته اید یا تا به حال احساس کرده اید؟                                                                                                                  شما میتوانید هم اکنون اگاهانه و عامدانه شروع به جذب هرچه که در این زمان میل دارید بکنید.                                شما بسیار بیشتر از انچه فکر میکنید قدرتمند هستید.شما هرچیزی را در زندگی خود می افرینید.هنگامی که کاملا به این مطلب اذعان کنید و مسولیت ان را به عهده بگیرید می توانید هرچیزی که به ذهن شما میرسد انجام دهید.شما خالق زندگی خود هستید و میتوانید ان را در هر جهتی که دوست دارید هدایت کنید.                       شما توانایی ان را دارید تا زندگی خود را تغییر دهید .                                                                            شما توانایی ان را دارید تا اینده ی دلخواه خود را بیافرینید.                                                                     شما توانایی نامحدودی دارید. هنگامی که تصمیمی بگیرید جهان هستی تبانی میکند تا ان تصمیم به وقوع بپیوندد.
    نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 16:13 توسط گمنام|

    1- به ظاهر خود بپردازیم            2-اهنگ صدا و طرز سخن گفتن را بهتر کنیم             3-از خودتان تصویر و عکس قشنگی در ذهن خود  بسپارید                4-به خواندن و مطالعه خود را عادت دهید                                  5-اعتماد بنفس را در خود تقویت کنیم                6-طرز فکرتان را عوض کنید:اگر بدبین و سوء ظنی هستید ,خوشبین و دوستدار مردم باشید جای نفرت را به عشق,دشمنی را به دوستی و تلخ زبانی را به شیرین زبانی بدهید                   7-زتدگی انسان در مجموعه ای از روابط با دیگران خلاصه میشود.هرقدر در روابط خود با دیگران جانب                       صلح و صفا را بیشتر بگیرید به همان اندازه بیشتر مورد توجه و محبت واقع خواهید شد.

    نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:8 توسط گمنام|

    مراقب افکارت باش که گفتارت میشود            مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود                                          مراقب رفتارت باش که عادت میشود                       مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود                                 مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود                                                                                                                             حضرت علی علیه السلام
    نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:0 توسط گمنام|

    اگر خداوند ارزویی را در دلت نهاد بدان توانایی رسیدن به ان را در تو دیده است
    نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:25 توسط گمنام|

    بسم الله الرحمن الرحیم              امام صادق علیه السلام فرمود:                                                                 حضرت زهرا علیها السلام پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم بسیار محزون و غمگین شد خداوند در ان ایام فرشته ای را نزد فاطمه علیهاالسلام فرستاد تا او را دلداری دهد.فاطمه علیها السلام ماجرای سخن گفتن خود را با فرشته الهی به شوهر خود حضرت علی علیه السلام گفت  علی علیه السلام فرمود وقتی که امدن فرشته را احساس کردی به من بگو. فاطمه علیهاالسلام امدن فرشته را به حضرت علی خبر داد و حضرت فاطمه انچه را از فرشته میشنید به حضرت علی خبر میداد و علی علیه السلام ان را مینوشت تا اینکه ان گفتار به صورت مجموعه ای به نام مصحف در امد. سپس امام صادق علیه السلام میفرماید       اما نه لیس فیه شیی من الحلال و الحرام و لکن فیه علم ما یکون                  بدانید که در ان مصحف چیزی از حلال و حرام نیست بلکه در ان علم به حوادث اینده است.                                     به امید روزی که امانتدار این مصحف شریف از پرده ی غیبت برون اید وچشم جهانیان را به جمال دلربای خویش روشن سازد . 

    نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 20:34 توسط گمنام|

    در مقابل تقدیر خدا مثل کودکی 1 ساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی میخندد چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت.

    نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 0:9 توسط گمنام|


    آخرين مطالب
    » هشدار «شهرام همایون» به «باراک اوباما»
    » 
    » امام مهدی(عج)، خشونت یا رأفت؟
    » در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید
    » خط قرمزها را شما تعیین می‌کنید!
    » نگاه هوس الود به زن کنار خیابان
    » تفاوت فرهنگی
    » 
    » فلسفه چشم چرانی
    » بیت الطشت

     Design By : Pichak